در راه حفظ مکتب اهل بیت تا آنجا که ولی فقیه فرمان دهد به پیش خواهیم رفت . جز به چشمان ولی فقیه به چشمان دیگری نخواهیم نگریست و جز محاسبه ی او محاسبه ی دگری هم نخواهیم کرد . ما که برای فاو و شلمچه نجنگیده ایم . برای نگاه های منتظر پیامبر (ص) ، برای دردهای بی صدای علی (ع) ، برای ناله های مظلومانه ی زهرا (س) ، برای تطهیر زمین و آزادی انسان جنگیده ایم . ای پیروزی تو پست تر از آنی که به ما انگیزه دهی ای شکست تو نا چیز تر از آنی که ما را توبه دهی ای دنیا تو ناشایست تر از آنی که ما را محافظه کار بار آوری ای مرگ ای آشنای دیرینه ، کجایی ؟ سرخ روی باش بیا تا آنچنان در آغوشت بفشارم تا خود صدای شکستن استخوان های سینه ات را بشنوی ... .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید .
...مهمتر از درسهای عاشورا، عبرتهای عاشوراست من این را قبلا گفتهام کار به جایی برسد که جلو چشم مردم، حرم پیغمبر را در کوچه و بازار بیاورند و به اینها تهمت خارجی بزنند!
آن چیزی که من را دچار دغدغه میکند، این جای قضیه است، من میگویم چه شد که کار به این جا رسید؟ چرا امت اسلامی که آن قدر نسبت به جزئیات احکام اسلامی و آیات قرآنی دقت داشت، در یک چنین قضیه واضحی، این قدر دچار غفلت و سستی و سهل انگاری بشود که یک چنین فاجعهای به وجود بیاید؟! این مسأله، انسان را نگران میکند. مگر ما از جامعه زمان پیغمبر و امیر المؤمنین قرصتر و محکمتریم؟ چه کار کنیم که آن طوری نشود؟ کسانی که اهل کار و عملند، دنبال این بروند که چگونه میشود جلوی این را گرفت؟
اگر امروز من و شما جلوی این قضیه را نگیریم ـ ممکن است پنجاه سال دیگر، ممکن است پنج سال دیگر، ممکن است ده سال دیگر ـ یک وقت دیدید جامعه اسلامی ما هم، کارش به آن جا رسید! تعجب نکنید! مگر چشمان تیزی تا اعماق را ببیند، نگهبان امینی راه را نشان بدهد، مردم صاحب فکری کار را هدایت کنند و ارادههای محکمی پشتوانه این حرکت باشد.البته آن وقت خاکریز محکمی خواهد بود، دژ محکمی خواهد بود، کسی نخواهد توانست نفوذ بکند. والا اگر رها کردیم، باز همان وضعیت پیش میآید! آن وقت همه این خونها هدر خواهد رفت.
فرمانده
ارسال شده توسط پسر انقلابی در تاریخ جمعه 28 اسفند 1388 - 01:02 ب.ظ | نظرات (- -)
فرهنگ حاکم بر کوفه: شاید بتوان گفت یک فرهنگ لیبرال باشه یک فرهنگ اومانیستی ، خود محوری ، آرمان شخص فراتر از خانواده اش نمی رود، با اهداف جهانی اسلام فاصله های فراوانی دارد.
1- نفع شخصی
2- عافیت طلبی
3- دنیا گرایی
4- چنین به نظر می رسد که همیشه در میانشان این حرف ها زمزمه می شد، کسی برای خدا کار نمی کند، چرا همش ما باید برای خدا کارکنیم، یک خورده هم دیگران باید کارکنند.
برای ما بس است یا برای خدا بس است!؟ ( شاید این جمله را به هر کس بگوئیم سریع در برابر شما موضع بگیرد که نه این دورغیست که به ما نسبت می دهید در صورتی که عمق رفتار ما جنین معنایی را خواهد داد چراکه وقتی کاری را برای خدا انجام می دهیم ابتدا سوال می کنیم پس فلانی و فلانی کجایند چرا انها نمی ایند و همش باید ما انجام دهیم).
برای اثبات این فرهنگ در کوفه می توان مراجعه کرد به متن نامه کوفیان که برای امام (ع) فرستاده بودند، متون آن نامه ها هم می تواند با ما سخن بگوید.
روح حاکم بر مردم کوفه چنین فرهنگیست و باید دقت کنیم هروقت فرهنگ ما رفتار ما متناسب با این بند ها شد، پس بلا شک ما هم حسین زمان خودمان را به صحنه کربلا خواهیم کشاند.
اما ما انچه از تاریخ شهر کوفه در ذهن داریم باید خلاف اینها را اثبات کند مگر نه این بود که کوفه یک شهر استراتژیک اسلامی بود. مگر نه این بود که کوفه شهر سرداران اسلام بود، پس چه چیزی سبب شد رنگ ها عوض شود مواضع تغییر کند؟!؟!
ارسال شده توسط پسر انقلابی در تاریخ جمعه 28 اسفند 1388 - 01:00 ب.ظ | نظرات (- -)
ارسال شده توسط پسر انقلابی در تاریخ سه شنبه 25 اسفند 1388 - 01:45 ق.ظ | نظرات (- -)
فتنه بزرگ (1)
بی تردید بعد از گذشت حدود ده ماه از جریان های قبل و بعد از اتخابات با نگاه به حوادثی که روی داده است همگی یا اکثریت افراد آن را تعبیر به یک فتنه بزرگ و امتحانی سخت می کنند، امتحانی که در ان اکثریت مدعیان نمره تجدیدی گرفتند و شماری هم به فرموده رهبر انقلاب با نمره مردودی از صحنه بیرون آمدند، آنچه در این میان تامل برانگیز است برخورد امت ما با ماجرا بوده است.
در همه جوامعه این سیاسیون ان هستند که دست به خط دهی می زنند بعد کناری می نشینند، مردمان خود را بر اساس خواسته های خود رنگ می دهند ولی ظاهرا در اینجا عکس قضیه صدق می کنند امت کناری نشسته و نظاره گر بی تدبیری ها و کج فهمی های مردودی های مدعی سیاست و عقل شده است و هرجایی که اشتباهات به مرزهای ممنوع خود می رسد با فرمان ولی و امیر خود حرکت کرده و انان را بیدار می کند .
اما خارج از این حرف ها نکته جالب همه این ماجرا چیز دیگریست که شنیدن آن هر انسان بیداری را یر جایش میخ کوب می کند ولی بعید می دانم که که کسی الان بیدار باشد، شاید هم عدّه ی قلیلی و باز هم مثل تمامیِ چراغ خطرهایی که در این ده تا بیست سال رهبری نشان داده اند کسی را باور ان نیست تا که روزی چُماغ همین نا باوری ها بر سرمان بخورد تا شاید بیدارشدیم و معلوم نیست ان بیداری کی و کجا باشد؟
آن خبر این هست، چند وقتی است که رهبر معظم انقلاب خبر از وقوع یک فتنه ی دیگر می دهند و ان هم با این تعبیر که در مقابل فتنه ی این ده ماه به آن لقب فتنه بزرگتری داده اند و آمادگی بر ای روبرویی با آن فتنه بزرگ را خواستند.
واقعا چه خواهد شد در این ماجرای بزرگی که گذشت عبور از موانع بس سخت و دشوار بود و در فضای مه الود خبری و رسانه ای، در لابه لای پوشش های حق و باطل شناخت راه از بی راه ، دوست از دشمن کار هرکس نبود، دشمنان لباس دوستان را پوشیدند و لباس های خود را برتن دوستان وانمود می کردند و بعضی از دوستان لباس ها را اشتباه برداشته بودند. با همه این سختی هایی که در این ده ماه به ذهن می اید اما دیگر فتنه بزرگتر چیست؟ و ان دیگر چگونه خواهد بود؟
بی شک بررسی آنچه که روی داده و جریاناتی که در حال رخ دادن است بایک نگاه ژرف گونه و با بصیرت می تواند ما را در حوادث پیش رو کمک بسیاری کند.
بزرگترین عارضه برای یک ملت زمانی است که آنان فکر کنند دشمنی وجود ندارد! یا اینکه دست از دشمنی برداشته است! و یا بدتر از همه آنکه دشمن را اشتباه بگیرد!!! استکبار بعد از شکست طرح به اصطلاح مخملین خود ساکت ننشسته است و تصور اینکه بی کار نشسته باشد جز بی خِرَدی چیزی نمی تواند باشد. در این میان بی تردید حوادث بعد انتخابات می تواند تجربه خوبی برای دشمن باشد، اگر بخواهیم تحلیل درستی از حوادث داشته باشیم باید بدانیم داشته های دشمن چیست و مُهر هایش کدامند تا ببینیم که کجا مُهر هایش را به بازی می گیرد و البته باید متوجه دوستانی باشیم که ناخواسته وارد بازی دشمن می شوند یا شده اند و نقش مُهرهای او را بازی می کنند و مُهر هایی که قبا همه این اتفاقات با عوض کردن لحظه ای نقاب خود هنوز در صحنه باقی مانده اند.
به امید خدا ما از این پس به بیان خبر و تحلیل حوادث ها خواهیم پرداخت تا با توکل به خدا گامی در روشنگری فضای موجود و اینده برداشته باشیم.
ادامه دارد...
ارسال شده توسط پسر انقلابی در تاریخ یکشنبه 16 اسفند 1388 - 05:29 ب.ظ | نظرات (- -)
سلاحت را بردار برادر تو که می خواستی جبهه را اعزام کنی به لبنان به فلسطین و همه جا اینک جبهه درون خانه ماست اماتو چرا برمی گردی ؟ کجا می روی؟
اینجا جبهه دیگری است سلاح ها مدرنیزه می شوند و هرروز مدرنتر این بار سلاحهای مدرنتری به میدان اورده اند سلاحهای نامرئی
بسیجی جان علی! جان امام عجله کن! نکند به عملیات نرسی!
ارسال شده توسط پسر انقلابی در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1388 - 10:08 ق.ظ | نظرات (- -)
روحیه؟!؟!
وقتی حسابی درگیر کارها می شدند و تمرینات سختی را انجام می دادند، وقتی که نفس ها در آمده و عرق ها می ریخت و دیگر بدن از مغز فرمان نمی گرفت، وقتی که خیال می کردند آخرکار شده و باید از تلاش بایستند، صدای فرمانده بلند می شد که می پرسید:
ارسال شده توسط پسر انقلابی در تاریخ دوشنبه 3 اسفند 1388 - 10:31 ق.ظ | نظرات (- -)
چند مطلب اخیر آرشیو شده
آل سعود وآل خلیفة وكنت و آل شریك الیهودیة
ای آل سعود ای آل خلیفه شما آل یهود و آل شرک هستید
ما مخالف مبارزه با بدحجابی هستیم
انقلاب 89 تحول تشکل های اسلامی
اعلام چگونگی پایان کار همت و کار مضاعف
تشکل های کوچک اسلامی زمینه ساز تحقق دولت و جامعه اسلامی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------